وسواس فکری-عملی چگونه است؟

 

وسواس فکری-عملی

وسواسهای فکری افکار یا تصورات ذهنی مزاحم، مداوم و مکرر هستند که به صورت ناراحت کننده و نامناسب تجربه می شوند. افراد مبتلا به این گونه وسواس های فکری سعی می کنند در برابر آنها مقاومت کرده یا آنها را متوقف کنند، یا با فکر یا عمل دیگری ، آنها را بی اثر سازند. وسواس های عملی رفتارهای تکراری (مانند دست شستن یا وارسی) هستند که فرد احساس می کند در پاسخ به وسواس فکری باید انجام شوند. گاهی وسواس های عملی به صورت تشریفات طولانی انجام می شوند. هدف این رفتارها، پیشگیری از ناراحتی یا کاهش دادن آن یا پیشگیری از اتفاق افتادن پیامدی وحشتناک است. در گذشته اختلالات اضطرابی و وسواس فکری-عملی ، اختلالات روان رنجور کلاسیک محسوب می شدند. گرچه افراد مبتلا به اختلالات روانجور، رفتارهای ناسازگارانه و محکوم به شکست دارند، ولی آنها گسیخته ، یا خطرناک نیستند و ارتباط آنها با واقعیت قطع نشده است.

 

وسواس از نظر فروید

 این اختلالات روانجور زمانی ایجاد می شوند که تعارض درون روانی، اضطراب قابل ملاحظه ای را ایجاد کند. از نظر فروید، تضطراب علامتی از مبارزه یا تعارض درونی بین میل ابتدایی(ناشی از نهاد) و ممنوعیت ها علیه ابراز آن (از جانب خود و فراخود ) است. گاهی این اضطراب به صورت آشکار ابراز می شد همچون در اختلالاتی که این روزها اختلالات اضطرابی نامیده می شوند. اما او معتقد بود که در برخی اختلالات روان رنجور دیگر ، اگر مکانیزم های دفاعی روان شناختی می توانستند اضطراب را منحرف کرده یا بپوشانند، ممکن بود برای فرد مبتلا یا دیگران آشکار نباشد.

 

ملاک های DSM-5 برای اختلال وسواس فکری-عملی چیست؟

1.وجود وسواس های فکری یا عملی، یا هر دو:

 

*افکار،امیال،یا تصورات عودکننده و مداوم که در برخی مواقع هنگام این اختلال، به صورت مزاحم و ناخواسته تجربه می شوند، و در اغلب افراد، اضطراب یا ناراحتی محسوس ایجاد می کنند.

*فرد سعی می کند این افکار، امیال، یا تصورات را نادیده بگیرد یا متوقف کند، یا آنها را با افکار یا اعمال دیگر بی اثر کند

2.وسواس های فکری و وسواس های عملی وقت گیرند (مثلا هر روز بیش از 1 ساعت طول می کشند) یا ناراحتی یا اختلال قابل ملاحظه بالینی در عملکرد اجتماعی، شغلی، یا زمینه های دیگر عملکرد ایجاد می کنند.

3.نشانه های وسواس فکری-عملی ناشی از تأثیرات فیزیولوژیکی مواد(مثل سوءمصرف مواد مخدر، دارو یا بیماری جسمانی دیگر نیستند)

4.این اختلال یا نشانه های اختلال روانی دیگر بهتر توجیه نمی شود

میزان شیوع، سن شروع و تفاوت های جنسیتی

اختلال وسواس فکری-عملی خیلی شایع تر از آن است که یک زمانی تصور می شد. به بیان دقیق تر، میانگین میزان شیوع یک ساله OCD در زمینه یابی ملی همزمان اختلالات، 1/2 درصد و میزان شیوع آن در طول عمر 2/3 درصد بود. هر چند شیوع در طول عمر در تحقیقات دیگر 3 درصد بوده است. بیش از 90درصد افراد مبتلا OCD که برای درمان مراجعه می کنند. به هر دو وسواس فکری و عملی مبتلا هستند. در صورتی که تشریفات ذهنی و وسواس های عملی مانند شمردن به حساب آیند، این رقم 98درصد افزایش می یابد. افراد طلاق گرفته و بیکار معمولاً در بین افراد مبتلا به وسواس برجسته هستند. این با توجه به مشکلات زیادی که این اختلال برای عملکرد میان فردی و شغلی ایجاد می کند، تعجب آور نیست. برخی تحقیقات، تفاوت جنسیتی کم یا هیچ را در بزرگسالان نشان دادند، که وسواس را با اغلب اختلالات اضطرابی دیگر ، کاملاً متفاوت می کند. با این حال، یک تحقیق همه گیرشناختی بریتانیایی، به نسبت جنسیت یک و چهار یا یک دست یافت. گرچه این اختلال عموماً دراواخر نوجوانی یا اوایل بزرگسالی شروع می شود و از آن پس بسیار شایع است. شروع کودکی یا اوایل نوجوانی در پسرها شایع تر از دخترهاست و اغلب با شدت بیشتر و توارث پذیری بیشتر همراه است. این اختلال در اغلب موارد شروع تدریجی دارد، اما وقتی که جدی شد، مزمن می شود، هر چند شدت نشانه ها معمولاً با گذشت زمان افزایش و کاهش دارد.

 

 

وسواس و آمادگی 

همانگونه که مفهوم آمادگی باعث شد که فوبی های خاص و اجتماعی را در زمینه ی تکاملی ترس ها در نظر بگیریم که ممکن است برای نیاکان اولیه ی ما انطباقی بوده باشند، در نظر گرفتن اختلال وسواس فکری-عملی در زمینه ی تکاملی نیز آگاهی ما را از این اختلال بالا برده است. برای مثال افکار کثیفی و آلودگی همراه با شستن وسواسی، به قدری شایع هستند که وقوع آنها را به نظر غیرتصادفی می کنند به نظر می رسد اتفاق نظر کلی این باشد که وسواس های انسان در مورد کثیفی و آلودگی و موقعیت های بالقوه خطرناک دیگر، در خلاء ایجاد نشده اند، بلکه ریشه های تکاملی عمیق دارند.

عوامل علیتی شناختی در وسواس

وقتی افراد بهنجار سعی می کنند افکار ناخواسته را متوقف کنند ممکن است بعداً دستخوش افزایش تناقض آمیز این افکار شوند. همانگونه که قبلا اشاره شده، افرادی که وسواس فکری بهنجار و نابهنجار دارند، عمدتاً از این نظر که تا چه اندازه ای می توانند در برابر افکار خود مقاومت نشان دهند و آنها را غیرقابل قبول بدانند، تفاوت دارند. بنابراین ، عامل اصلی که در فراوانی افکار وسواسی و خلق های منفی دخالت دارد، شاید همین تلاش ها برای متوقف کردن باشد. 

 

عوامل علیتی زیستی در وسواس

درباره مبنای زیستی اختلال وسواس فکری-عملی پژوهش های زیادی اجرا شده اند که از تحقیقات در مورد مبنای ژنتیکی آن، تا تحقیقات درباره نابهنجاریهای مغزی و انتقال دهنده عصبی، گسترش داشته اند. شواهد به دست آمده از تمام این تحقیقات حکایت دارند که عوامل علیتی زیستی احتمالا در وسواس بیشتر از اختلالات دیگر درگیر هستند.

 

عوامل ژنتیکی در وسواس

اغلب تحقیقات ژنتیکی، تحقیقات دوقلوییی یا خانوادگی بوده اند. شواهد به دست امده از تحقیقات دوقلویی نشان می دهند که میزان تطابق در دوقلوهای یک تخمکی بیشتر از دوقلوهای دو تخمکی است. اغلب تحقیقات خانوادگی 3 تا 12 بار میزان بالاتر وسواس را در خویشاوندان درجه اول درمانجویان مبتلا به وسواس یافته اند همچنین شواهد نشان می دهند که شورع زودهنگام وسواس از شروع دیرهنگام وسواس بارگیری ژنتیکی بالاتری دارد. قانع ترین شواهد برای دخالت ژنتیکی در برخی انواع وسواس در مورد نوعی از آن است که اغلب در کودکی آغاز شده و با تیک های حرکتی مزمن مشخص می شود این نوع وسواس را وسواس مرتبط با تیک می نامند.

 

درمان های وسواس

 

درمان های رفتاری و شناختی - رفتاری

به نظر می رسد که درمان رفتاری که مواجه سازی و جلوگیری از پاسخ را ترکیب می کند، مؤثرترین روش برای درمان اختلالات وسواس فکری-عملیاست. در این درمان از درمانجویان وسواسی خواسته می شود سلسله مراتبی از محرک های ناراحت کننده تشکیل دهند و آنها را بر طبق توانایی شان در فراخوانی اضطراب، ناراحتی، یا نفرت بر طبق مقیاس صفر تا 100 رتبه بندی کنند. سپس از درمانجویان وسواسی خواسته می شود به ترتیب با وسواسهای خود مواجه شوند.

 

دارو درمانی در وسواس

تا امروز به نظر می رسد داروهایی که انتقال دهنده عصبی سروتونین را تحت تأثیر قرار می دهند، داروهای اصلی هستند که تأثیرات خوبی در درمان افراد مبتلا به وسواس فکری-عملی دارند. نقطه ضعف عمده ی درمان دارویی برای OCD مانند اختلالات اضطرابی دیگر، این است که وقتی دارو قطع می شود، میزان برگشت معمولا بسیار بالاست. بنابراین خیلی از افرادی که درصدد شکل های دیگر رفتار درمانی بر نمی آیند که منافع بادوام تری دارند، مجبورند به طور نامحدود مصرف این داروها را ادامه دهند. بررسی های انجام شده در مورد بزرگسالات ، نشان نداده اند که ترکیب دارو با مواجه سازی و جلوگیری از پاسخ ، از رفتار درمانی به تنهایی خیلی مؤثرتر واقع می شود، اما یک تحقیق بزرگ نشان داد که این درمان ترکیبی، در درمان کودکان و نوجوانان مبتلا به وسواس فکری-عملی بهتر بوده است.

 

نوشته شده توسط سارا رمضانی ،بر اساس کتاب آسیب شناسی روانی ترجمه یحیی سید محمدی